الشيخ محمد تقي بهجت

10

توضيح المسائل ( فارسي )

( 10 ) اگر مجتهد اعلم بعد از آن كه در مسأله اى فتوا داده ، احتياط كند ، مثلا بفرمايد : " ظرف نجس را كه يك مرتبه در آب كر بشويند پاك مىشود ، اگر چه احتياط آن است كه سه مرتبه بشويند " ، مقلد أو نمىتواند در آن مسأله به فتواى مجتهد ديگر عمل كند ، بلكه بايد يا به فتوا عمل كند ، يا به احتياط بعد از فتوا كه آن را احتياط مستحب مىگويند عمل نمايد . ( 11 ) فقها حيات را شرط مىدانند ، يعنى مىگويند براي ابتداى تقليد بايد از مجتهد زنده تقليد كرد . اما اگر مرجع تقليد انسان از دنيا رفت ، در اين كه آيا مىتواند بر تقليد أو باقي بماند يا بايد به مجتهد زنده مراجعه نمايد ، اختلاف است ، پس اگر كسى در اين مسأله مجتهد بود ، طبق نظر خودش عمل مىكند ، واگر نه طبق نظر مجتهد زنده اعلم عمل مىنمايد . ( 12 ) باقي ماندن بر تقليد ميت در مسائلي كه در آنها تقليد وعمل كرده است ، در صورتي كه مجتهد از دنيا رفته با مجتهد زنده از نظر علمي مساوى باشند ، بنا بر أقوى جايز است ، هر چند با اجازه مجتهدي ديگر بر تقليد باقي بوده وعمل كرده باشد . واگر مجتهدي كه از دنيا رفته اعلم باشد ، واجب است بر تقليد أو باقي بماند . واگر مجتهد زنده بعدا اعلم شد ، واجب است در تمامى مسائل به أو عدول نمايد . ( 13 ) اگر مسائلي را از مجتهد ميت ياد گرفته وبنا داشته عمل كند ، چنانچه عمل نكرده ويا شك در عمل كردن دارد ( در صورت بقاء بر تقليد ميت ) نمىتواند در آن مسائل بر تقليد باقي بماند ، هر چند مجتهد ميت اعلم باشد . ( 14 ) شخصي كه مقلد مرجعي بوده وبعد از وفات أو بر طبق نظر مرجعي ديگر بر تقليد باقي مانده ، ولى در بعضي از فتاوى ( از قبيل بلاد كبيره وشب مهتاب يا هر مسأله ديگر ) به مرجع دوم عدول كرده ، بعد از وفات مرجع دوم ، در صورت بقاء ، نمىتواند در اين مسائل به مرجع أول برگردد ولى مىتواند به تقليد مرجع دوم باقي باشد . ( 15 ) كسى كه مقلد مرجعي بوده وبعد از وفات أو به فتواى مرجعي ديگر به تقليد أول باقي بوده ، پس از وفات مرجع دوم ، در صورت جواز بقاء ، تنها در مسائلي